السيد محمد حسين الطهراني
226
امام شناسى (فارسى)
فيما بَيْنَهُمْ ، وَ حَتّى يَقْتُلُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَاذا رَأيْتَ ذلِكَ فَعَلَيْكَ بِهذَا اْلأَصْلَعِ عَنْ يَمينى يَعْنى عَلِىَّ بْنُ ابيطالِبٍ . فَانْ سَلَكَ النّاسُ كُلُهُمْ وَادِيَاً وَ سَلَكَ عَلِىٌّ وادياً فَاْسْلُكْ وادِىَ عَلِىٍ عليه السلام وَ خَلِّ عَنِ النّاسِ ، يا عَمَّارُ ! انَّ عَلِيّاً لا يَرُدَّكَ عَنْ هُدىً وَ لا يَدُلُّكَ الَى رِدَىً ، يا عمّارُ ! طاعةُ عَلِىٍّ طاعَتى ، و طاعَتى طاعَةُ الله عَزَّ وَ جَلَّ . علقمه و اسود مىگويند ما بر ابا ايوب انصارى در منزلش وارد شديم ؟ و گفتيم : اى ابا ايوب ! خداوند پيغمبر خود را گرامى داشت ، و تو را بهواسطه صحبت با او شرافت و فضيلت داد . براى ما بيان كن چگونه تو بهمعاونت على خارج شدى و با اهل توحيد جنگ نمودى ؟ ( منظور جنگ او با اصحاب معاويه است كه بهصورت ظاهر مسلمان بودند ) ابو ايوب گفت : شما را بهخدا سوگند كه رسول خدا در همين اطاقى كه ما و شما فعلًا نشستهايم ، نشسته بود ، و در اطاق هيچ كس نبود ، غير از رسول خدا ، و على بن أبىطالب كه در سمت راست آن حضرت نشسته بود ، و من كه در سمت چپ آن حضرت نشسته بودم ، و انس بن مالك خادم آن حضرت كه در مقابل آن حضرت ايستاده بود ، كه ناگهان در زدند ، حضرت فرمودند : باز كنيد در را براى عمّار مرد پاك و پاكيزه ، در را باز كردند ، و عمّار داخل شد و سلام كرد بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حضرت به او خوشامد گفتند ، سپس فرمودند : اى عمّار به زودى بعد از من در امّت من فتنه بر پا مىشود ، بطورىكه شمشير به روى هم مىكشند ، و بعضى بعض ديگر را مىكشند ، چون چنين ديدى بر تو باد به آن مردى كه در سمت راست من نشسته و اشاره بهحضرت أميرالمؤمنين كردند ، اگر ديدى تمام مردم جهان در يك مسير حركت مىكنند ، و على بن أبىطالب به تنهائى در مسير ديگر حركت مىكند ، تو از مسير على حركت كن ، و مردم را رها كن ، اى عمّار على تو را در ضلالت و پستى وارد نمىكند ، و از راه هدايت تو را دور نمىنمايد ، اى عمّار متابعت از على متابعت از من ، و متابعت از من متابعت از خداست . 12 - موفق بن احمد خوارزمى با اسناد متصل خود از ابى ليلى ، قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : سَتَكونُ مِنْ بَعْدى فِتْنةٌ فَاذا كانَ ذلِكَ فَالْزَموا عَلِىّ بْنَ